![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب نویسندگان
آرشیو مطالب
تیر 1387
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين شما:
بازديدهای شما: RSS
Loading...
|
بــــــــــــــــــیـــــــزن
طنز انواع مستراح در اين قسمت انواع مستراح رو با نحوهي استفادشون کاملا توضيح ميدم. ضمنا اگر کسي چيز بيشتري ميدونه خوشحال ميشم که برام بنويسه. مستراحها انواع زيادي دارن و از نظر شکل، طرز استفاده و محتويات و ... به دستههاي مختلفي تقسيم ميشن. يکي از اين مستراحها اسم خاصي نداره. البته اين مستراح رو تو هيچ طبقهاي به درستي نميشه قرار داد. چون نه شکل خاصي داره و نه محتوياتش نوع خاصيه. اين مستراح همون طبيعت خودمونه. البته ممکنه خود خواهي باشه که طبيعت رو مستراح نام گذاري کنيم. چون هم ميتونه سطل زباله باشه هم ميتونه حموم باشه هم ميتونه گاوداري باشه. هم ميتونه بقالي باشه و... اين يکي از ويژگيهاي مهم طبيعته. اگر دقت کنيد ميفهميد که هيچ جايي همچين امکاني رو نميده. البته خود مستراح هم از يه نظر در طبقهي طبيعت قرارداره چون زيباترين مناظر در مستراح هم پيدا ميشه. شما فرض کنيد که مستراح شبيه به دريا باشه. البته هست. مثلا وقتي لوله مستراح ميگيره و محتويات اون مياد بالا و آروم آروم آب به پايين ميره و بقايايي در سنگ مستراح باقي ميمونه، دقيقا مثل پديدهي جزر و مد درياست که جلبکها و ماهيهاي مرده و خيلي چيزهاي زيبا رو به ساحل مياره و از اين شباهتها از هر دو طرف خيلي زياده. اگه شما پشت يه درخت يا تپه ميرينيد يا ميشاشيد دقيقا به صورت ناخودآگاه طبيعت رو به مستراح تبديل کرديد. اين يک غريزه است ولي بهش زياد اهميت نديد. يه سري هم به مستراحهاي عمومي که تعدادشون هم روز به روز زيادتر ميشه بزنيد. زشتي طبيعت هم عالمي داره. با زيبايهاي خودتون زيباش نکنيد. مستراح چوبي مستراح ها از نظر محل تقسيمبنديهاي زيادي دارن. يکي از اين مستراحها، مستراح چوبيه. اگه تا حالا فيلمهاي قديمي ديده باشيد ميبينيد که يه جور جعبهي چوبي بزرگ که آدم به زور توش جا ميشه و يه سوراخ معمولا به شکل ماه روي در اون قرار داره. در اون زماني که اين جور موالها رواج داشت مردم در يک گمراهي و خود آزاري قرار داشتن چون هيچ آزاري بدتر از موال نرفتن نيست و اونها هم بدترين جا رو موالهاي خودشون ميدونستن و باز هم همين جور ميساختن. تحقيقات نشون داده که هلال ماهي که روي در قرار داشته، براي اميد دادن به افرادي بوده که به ناچار از موال استفاده ميکردن. هم ميتونسته نور ازش تو بياد و هم به استفاده کننده اميد به زندگي ميداده و به او يادآور ميشده که دنياي ديگهاي هم هست و تو اينجا رو ترک خواهي کرد! و البته استعمالهاي ديگهاي هم از اون ميشده که درست نيست بگم. ممکنه چندتا بچه بخونن بي جنبه بازي در بيارن و.... مستراح ته حياط يه نوع مستراح مستراح ته حياطه. اگه تا حالا به خونههاي سي سال ساخت يا قديميتر رفته باشيد به احتمال زياد ته حياط (آخر دنيا) يه اتاقک خيلي کوچيک ديدين که ميپرسين اين ديگه کجاست! البته بايد بگم اين هم يه جور مستراحه مثل بقيه مستراحها که هم خوبي داره و هم بدي. خوبيش اينه که بوي معطر و شمايل زيبا شما رو اذيت نميکنه چون حداقل مسافت بين مستراح و خونه رو بو طي نميکنه. ولي بديهاش بيشتر از خوبي هاشه. چون اولا همه ميفهمن که يکي يه مشکلي داره و داره ميره که حلش کنه. و بعد حالا مشکل اينه که يارو بايد خودش رو آنقدر نگه داره تا برسه به مستراح. در اين مورد کشته و زخمي زيادي گزارش شده که که براي همشون طلب راحتي حداقل دراون دنيا رو ميکنيم. واي به حال کسي که بخواد تو زمستون ازش استفاده کنه. توي يه شب سرد و تاريک زمستون، دو تا عاشق نشسته بودن کنار کرسي و خودشون رو گرم ميکردن. يه دفعه آقاي عاشق احساس بدي بهش دست ميده. درد در ناحيهي زيرين شکم، دلپيچه و ... روش نميشه به معشوقش بگه کجا ميخواد بره. براي همين هيچي نميگه. منتظر ميشه شايد فرجي بشه. ولي فايدهاي نداره. ديگه طاقتش تموم ميشه. يه لحظه اجازه ميگيره و به صورت نيم دو مثل دويدن تو دوي ماراتون به طرف حياط راه ميافته. دمپاييهاي خواهر کوچولوش رو پيدا ميکنه. به زور پاهاش رو توشون جا ميده و توي برفها شروع به حرکت ميکنه. خرت...خرت...خرت... اصلا به صدايي توجه نداره تنها چيزي که الآن اون بهش فکر ميکنه اونجاست. «چه حياط بزرگي! تا همين ديروز با دو قدم ميرسيدي به تهش. حالا چرا انقدر درازه؟!» واي چه دردي. چه قدر اذيتش ميکرد. آنقدر که حتي معشوقش رو هم فراموش کرده بود. ناگهان يه درد هم توي پاش احساس کرد و به زمين خورد. نگاه کرد و آجري رو که ديروز با داداشش براي دروازههاي گل کوچيک گذاشته بودن رو ديد. ولي درد پا از يادش رفت. هر جوري شده خودش رو به اونجا رسوند. «واي عزيزم! قربونت برم. چه بوي خوبي! چه منظرهي دل انگيزي!» ولي وقت اين حرف ها رو نداشت. اگه يه لحظه دير ميکرد به خاطر يه کثافت کاري بزرگ زندگي تازهآش با معشوقش به پايان ميرسيد. بنابراين سريعا دست به کار شد و شروع به کار کرد. کارش با يه صداي مهيب آغاز شد. «واي خدارو شکر. اگه پدرم مستراح رو تو خونه ساخته بود که الآن آبروم رفته بود!» و بقيه کار با انواع صداها و بوهاي مختلف ادامه پيدا کرد.... جدال آقا با خودش حدود نيم ساعت طول کشيد. خوب آخه بعضيها مشکلهايي دارن. وقتي از مستراح خارج شد دنيا يه جور ديگه بود. همه چيز رو رنگي ميديد. همه چيز واضح شده بود. چه حياط قشنگي داشتن. خيلي چيزها بود که قبلا به چشمش نيومده بود. حياط خونه باز هم با دو قدم تموم شد!!! با خودش به شوخي گفت:«حياط ما هم فري سايزه!» همه چيز خوب شده بود، الا يه چيز. وقتي به اتاق رسيد معشوقش اونجا نبود. البته باز هم اون متوجه نشد. تا اينکه يه يادداشت روي ميز ديد. ناگهان به خودش اومد و جاي خالي خانوم رو تو اتاقش احساس کرد. با عجله يادداشت رو باز کرد و شروع کرد به خوندن. «کامبيز عزيز اين يادداشت رو برات نوشتم چون روم نميشد جلو روت حرفم رو بزنم. راستش وقتي فهميدم تو به طرف موال ميري خيلي برام خوشايند بود چون فهميدم مرد من حقيقت رو پنهان نميکنه. راستش ميخواستم ازت بپرسم قرصهاي مسهلي که استفاده ميکني اسمش چيه؟ حالا اگه هنوز هم منو دوست داري و ميخواي که با هم رابطه داشته باشيم در داروخانهي شبانهروزي ... منتظرتم. اگه نياي يعني زندگي من در خشکي و ناراحتي تموم شده. دوستت دارم! ژيلا» با سرعت لباسش رو پوشيد و به طرف داروخانه به راه افتاد. اين هم شرح کاملي از نوع استفاده و مضررات مستراح ته حياط. حالا خودتون قضاوت کنيد که خوبيهاش به بديهاش مي ارزه يا نه. توي اين داستان که خيلي هم فايده داشت. البته مستراح خيلي فايدهها داره که يکيش هم استحکام خانواده است! مستراح تو خونه از انواع مستراح ميشه از مستراح تو خونه اسم برد. از اين نوع مستراح شکلهاي زيادي ديده ميشه و همينطور انواع زيادي هم داره. گذشته از طبقهبندي محلي و شکلي، اين مستراح محبوبترين مستراح در طول تاريخ و ما قبل تاريخ بوده. چون اين مستراح داخل خونست و راحتي زيادي داره. البته چون داخل خونه اکثرا خودي هستند، اين مسأله بعضي وقتها مشکل هم پيدا ميکنه. از اين مشکلها در هر خونهاي هست و همه تقريبا بهش عادت کردن. حالش تعريفي نداشت. ديشب پر خوري کرده بود. زردآلو، آلو، لواشک و ... مهموني بود، نميتونست تعارف کنه. خيلي دوست داشت. پس خورد. هي خورد و خورد. خيليها بهش نگاه ميکردن ولي اون با خودش ميگفت: اگر آدم به اين چيزا اهميت بده پس نبايد زندگي کنه و اون ميخواست که زندگي کنه. پس کارش رو ادامه ميداد. اما فکر آخر عاقبتش رو نکرده بود.حالا نتيجش رو گرفته بود. يواش يواش بهش فشار ميومد. خسته شده بود از بس رفته بود مستراح. شکلش شبيه مستراح شده بود. (اين هم يه نوع مستراح) لجش گرفته بود. فشار داشت زياد ميشد. «ديگه کم نميارم. آنقدر همينجا ميشينم تا خوب بشه.» صحنه عوض مي شود... «آخيش. دارم راحت مي ي ي شم. آخ.... آدم مگه مرض داره خودشو نگه داره؟ بايد راحت باشي نه خودتو عذاب بدي.» يه دفعه يه صداي مهيب توي خونه مي پيچه. گرررررررررررررررررررررررررووووووووووووووووووووووووووممممممممممممممممممم. «هورااااااااااااا» از شادي نميدونست چي کار کنه. کارش که تموم شد دستهاش رو شست و قفل در رو باز کرد و آروم اومد بيرون. زمين و زمان جلوي چشمش سياه شد. حالا اصلا نميدونست چي کار کنه. سرخ سرخ شد. بعدش هم شش تا رنگ ديگه عوض کرد. با سرعت رفت توي اتاقش. مادرش اومد توي اتاق. «چرا نمياي تو سالن مادر؟ نامزدت اومده. ضمنا از اين به بعد تو خوردن زياده روي نکن. چند تا از همسايهها هم اومدن دم در. فکر کردن چيزي منفجر شده. زود بيا تو سالن. يالا.» اين يکي از بديهاي مستراح توي خونست. اما اين يکي خيلي بهتر از بقيهي مدلهاست. با تکنولوژي، بهتر ميشه. مثل پشم شيشه و عايقهاي صوتي و غيره...! مستراح فرنگي يکي ديگه از مستراحهايي که مي خوام بهتون معرفي کنم مستراح (توالت) فرنگيه. اين مستراح ريشه در قرون وسطي داره. درسته که در قرون وسطي زندگي تعطيل شده بود ولي فکر راجع به مستراح هنوز ادامه داشت. کسي اجازهي فکر کردن نداشت ولي از اونجايي که مستراح يکي از مهمترين نيازهاي انسان رو برآورده ميکنه مثل مسکن، غذا و... پس فکر کردن بهش آزاد بود. يه مالک چاق پدر سوزيده چون براش سخت بوده که مثل ما و مثل آدم بشينه و کارش رو بکنه و حتي حوصله فکر کردن هم نداشته به يکي از نوکرهاش ميگه برام يه چيزي درست کن که راحتتر بشينم کارم رو بکنم. اون نوکر بدبخت هم ديده راحت تر از نشستن رو صندلي وجود نداره (آخه اون بدبخت يا بايد رو زمين سرد مينشسته يا دائم دولا راست ميشده براي اربابش. يعني بايد سرپا وايميستاده) در نتيجه ميگه خوب قربانت گردد. همونجايي که نشستي کارت رو بکن! ارباب هم که حوصله فکر کردن نداشت، نه گذاشت و نه برداشت يه ريدن جانانه فرمود روي تخت شاهانه. ارباب به نوکر بدبخت گفت: «مرتيکه، تو که ريدي به تخت ما!» نوکر هم فکر کرد خودش اين کار رو کرده و گفت:« ببخشيد قربان غلط کردم. ديگه تکرار نميشه. چاکر شمام. نوکر شمام...» مالک (ارباب) گفت: «باشه ميبخشمت به شرط اين که کار ما رو درست کني.» نوکر ديگه فکر نکرد. سريع يه اره آورد افتاد به جون تخت. يه سوراخ گنده وسطش درآورد. اين دفعه گفت: «قربان يه استارت بزن.» قربان هم که موتور دو زمانه ديزلي روش سوار بود چنان استارت زد که .... اين دفعه تمامي افراد اطراف به گند کشيده شدن. ديگه واي به حال اون نوکره که کلهاش درست زير سوراخ بود. مالک خوشش اومد. ارباب گفت: ولي نوکره ديد اين ارباب که الآن سالمه روزي ده بار ميرينه. اگه اسحال بشه بايد چي کار کنيم. اون وقت تمام قصر رو به گند ميکشه. پس از فردا يه قابلمه گذاشتن زير حاکم . البته اين نوع تکميل نشده توالت فرنگيه. اين روزها از اين نوع مستراح (تکميل نشده) براي بچهها با اسمهاي مختلف استفاده ميشه. ولي وقتي لوله کشي فاضلاب هم درست شد زير قابلمه يا کاسه به لوله فاضلاب وصل شد. يه سيفون هم براش گذاشتن و الآن شده اوني که ما داريم استفاده ميکنيم. |+| نوشته شده توسط بیزن در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 13:39
تست زن ذلیلی یا مرد سالاری
1= با خانومت داری از یه مغازه لباس فروشی دیدن می کنی و ایشون از یه
لباس 250000 تومنی خوشش میاد:
الف- زود با هم میرین تو مغازه و تمام حقوق یه ماهتو دو دستی تقدیم صاحب مغازه می کنی و تا آخر اون ماه غذاهای طبیعی از قبیل باد و نور و
هوا و ... می خورین!
ب- تا خانوم میاد اون لباسو نشونت بده خودتو به کوچه علی چپ میزنی انگار نه انگار که با تو بوده ! یه جوری مثل برق و باد از اونجا دورش میکنی و
تا اون لباس از مد نیفتاده به اون منطقه بر نمیگردی!
2= با خانومت داری میری رستوران, موقعی که به رستوران می رسید: الف- مثل زن ذلیلا میری جلو و دو دستی درو براش باز میکنی که احتمالاً اونایی که از اونجا رد میشن فکر میکنن جنابعالی پادو تشریف دارید!
ب- بهش دستور میدی هر چه زودتر درو باز کنه !
چلفتی ها واسشون چایی میریزی و میاری.
واسه شما و مهمونا چایی بیاره.
4= یه روز تعطیل باحال: الف- با همسرت میری بیرون و اون روز مثل علاف ها تو خیابون ول میگردید! و شب گرسنه و تشنه میاین خونه و یه چیز حاضری میخورین تا صبح کله
سحر برید سر کار!
ب- بدون توجه به همسرت شب قبل از روز تعطیل, با دوستات قرار میزاری تا فردا برید گردش و کلی حال کنید و بعد از ظهرشم برید استخر و اگه زنت
هم زیاد حرف زد فوری می فرستیش خونه مامانش اینا!
5= خانومت رفته عروسی و تو با دوستات تو خونت جمع شدید که یه دفعه خانومت مثل جن بسم الله ضاهر میشه:
الف- یهویی خودتو گم میکنی و به دوستات میگی اصلا ًنخندن و زود میری پیش خانومت و التماس میکنی آبروتو جلو دوستات نبره!
ب- اصلاً انگار نه انگار خانومت اومده. با دوستاتون میگید و میخندید و خانومت حتی جرأت نمیکنه بیاد سلام کنه!
6= داری تو تراس سیگار میکشی که ییهو خانومت سر میرسه: الف- خودتو گم میکنی و نمیدونی چیکار کنی. شایدم سیگارو قورت بدی! اونوقت باید پول 100 باکس سیگار رو بدی واسه دوا درمون!
ب- برمیگردی و با قیافه حق به جانب به خانومت دستور میدی یه لیوان چایی واست بیاره(چایی بعد از سیگار خیلی فاز میده!)
7= امروز قراره مادر زنت با شصتاد تا از فامیلاش مثل قوم تاتار حمله کنن خونتون واسه ناهار:
الف- اون روزو مرخصی میگیری و همش تو خونه میمونی و به همسرت کمک میکنی تا مادر زن و قومش بیان واسه قتل و غارت و چپاول...
ب- ساعت 2 اون روز که خانومت زنگ زد : کجا موندی؟ بهش میگی امروز سرت شلوغه و رییس گفته باید امشب تا ساعت 11 اضافه کار بمونی
وگرنه اخراجی!!!
8= تو شرکت نشستی و داری با منشی خوشگلت گل میگی و گل میشنوی که یهو خانومت بدون در زدن وارد اتاقت میشه:
الف- جلو منشیه به تته پته میفتی و رنگت مثل چغندر سرخ میشه ب- خانومتو از اتاق میفرستی بیرون و بهش گوشزد میکنی وقتی میخواد بیاد تو باید در بزنه (اصل اول تمدن!)
9= ساعت 2.30 نصفه شب صدای بچه 4 ماهتون از خواب بیدارت میکنه و
پی میبری که آقا پسر گلت دسته گل به آب داده:
الف- زود پا میشی و در یک حرکت برق آسا بچه رو عوض میکنی طوری که خانم محترمت اصلاً نفهمه و خواب شیرینش قطع نشه و تا صبح بوی خوب
آقا پسر تو مشامت بمونه!
ب- هماهنگ با بچه شروع میکنی به داد زدن و این کارو اینقدر ادامه میدی تا بالاخره خانومت بیدار بشه و همه کارا رو انجام بده، چون هر چی باشه اونه
که بچه رو به دنیا آورده و خودشم مسئول خرابکاری هاشه!!!!!
توضیحات: برای هر پاسخ الف 0 امتیاز و برای هر پاسخ
درست (ب) 2 امتیاز در نظر بگیر.
اگه امتیازت 15 به بالا بود:
آقا تبریک میگم ! شما یه مرد نمونه هستی. در عین حال انسانی فهیم ، منطقی ، تابع نظم، با کمالات،
شریف و خانواده دوست هستی! همسرت بهت افتخار
میکنه!!
ایول بابا تو دیگه کی هستی! تو تمام مراحل زندگیت موفق هستی! اگه امتیازت بین 15-5 بود: شما مردی هستی که یه کم به همسرت رو میدی .در عین حال مرد چندان موفقی نیستی و تزلزل
شخصیت داری! دلیلش هم گوش کردن به حرف
همسرته ! باید به خودت بیای و شکوه و اقتدار یه
مردو به خاطر بیاری !
اگه امتیازت کمتر از 5 بود: خاک بر سرت ! آخه به تو هم میگن مرد ؟!؟! آبروی هر چی مرده بردی... مرده! جسد..خجالت نمیکشی
نشستی اینجا واسه من تست هم میدی؟!؟!؟
|+| نوشته شده توسط بیزن در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 22:18
|+| نوشته شده توسط بیزن در پنجشنبه دوم خرداد 1387 ساعت 17:42
کنکووور زن و سیاست !! 1. یک رئیس جمهور خانم کدام جمهوری زیر را ترجیح می دهد؟
الف - جمهوری کمونیستی
ب - جمهوری فمینیستی
ج - هر جمهوری که کلاسش بیشتر باشه
د - جمهوری کیلو چنده ! شوهر منیژه، سالی دوبار منیژه رو می بره دوبی
اون وقت من ! صب تا شب باید بشینم کنج این خونه مملکت رو اداره کنم!!
2. نام نخست وزیر فقید پاکستان که چند وقت پیش به قتل
رسید. .........بوتو
الف - بی نظیر بوتو
ب - کم نظیر بوتو
ج - یه دختر دارم تا نداره بوتو
د - بابا همه جا ریخته !! بوتو
3. کدام گزینه زیر را مسبب اصلی ترور خانم بوتو می دانید؟!!
الف - گزینه ب
ب - گزینه جیم
ج - گزینه دال
د - علی دایی!!
4. موفق ترین زن در عرصه سیاست را چه کسی می دانید؟
الف - آنجلا مرکل
ب - کاندولیزا رایس
ج - مارگارت تاچر
د - یانگوم
راهنمایی: گزینه های الف و ب و ج درست نمی باشد.
5. فمنیست چیست؟
الف - کلاً چیز خوبی است
ب - کلاً چیز خوبی نیست
ج - توهم است
د - یه چیز تو مایه های زن ذلیلی است !!
و - همون چیزیه که بعضی از عناصر بچه قرتی(بعضی از آقایونو می گه)
اسمش رو می ذارن عشق!
ه - نام نوعی درخت گلابی است که در جنگل های آمازون رشد می کند.
7. نام دبیر سازمان سیاسی اجتماعی آزادی زن. پروین ....
الف - پروین کابلی
ب - پروین لوس آنجلسی
ج - پروین مزار شریفی
د - پروین همه جای جهان سرای من است!
8. روزنامه نگار و خبرنگار زن ایرانی که یکی از ۳۰ زنی بود که با اعتراض
مدنی جلوی در غربی ورزشگاه آزادی، در اواخر نیمه اول، توانست مسابقه
ایران - بحرین در چارچوب رقابت های مقدماتی جام جهانی 2006 را را از
نزدیک ببینند.
الف - به دلیل طولانی شدن سوال از ارائه گزینه الف معذوریم!
ب - پرستو دو کوهکی
ج - کفتر چاهی دو کوهکی
د - عقاب تیز پرواز دو کوهکی
و - پیلا پیلا دو کوهکی ه - خب مگه مجبورین برین آزادی! پاشین برین نیوکمپ بدون این که علاف
شین کل بازی رو ببینین! تازه اونم بازی بارسلونو نه ایران بحرینو !
9. حقوقدان ایرانی که سومین زن مسلمان است که جایزه صلح نوبل را برده
است.
الف - شیرین عبادی
ب - شیرین عبادی
ج - شیرین عبادی
د - گزینه الف و ب
|