![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب نویسندگان
آرشیو مطالب
بهمن 1387
دی 1387 آبان 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين شما:
بازديدهای شما: RSS
Loading...
|
بــــــــــــــــــیـــــــزن
طنز تست فضولی..!!
تصوركنيد كه صبح خواب مانده ايد و ديرتان شده است. هنگام خروج از خانه صداى دعواى همسايه را مى شنويد. آيا مى ايستيد تا ببينيد موضوع ازچه قرار است؟
با دوستتان مشغول مكالمه تلفنى هستيد كه مجبور مى شويد مدتى منتظربمانيد تا او به مكالمه ديگرى كه درانتظار است پاسخ دهد آيا وقتى براى ادامه مكالمه شما برمى گردد از او مى پرسيد چه كسى پشت خط منتظر بود؟
ميز او يك نامه جلب توجه مى كند. آيا نگاهى به آن مى اندازيد؟
دراين شرايط چه مى كنيد؟
مطالعه مى كنيد.(۱۰)
كند. (۵)
خصوصى آنهاشويد.(۰)
ازچه قرار است؟
آيا كنجكاو مى شويد ببينيد غريبه چه كسى است؟
آيا معمولاً درباره قيمت و محل خريد چيزهايى كه دوستانتان مى خرند پرس و جو مى كنيد؟
مى زنيد؟
(۰ تا ۳۰ امتياز): شما به هيچوجه اهل دخالت و فضولى دركارهاى ديگران نيستيد و اين يك امتياز بزرگ براى شما محسوب مى شود. شما احتمالاً فكرمى كنيد مسائل خصوصى ديگران برايتان جالب نيست و يا آنقدر به حيطه خصوصى آنها اهميت مى دهيد كه خودتان را مجاز نمى دانيد آن را مخدوش كنيد. شايد هم آنقدر سرتان گرم است كه وقت فكركردن به مسائل ديگران را نداريد. به هرحال شما كاملاً به ديگران احترام مى گذاريد و درمورد مسائلى كه به شما ارتباطى پيدانمى كند كنجكاوى به خرج نمى دهيد. اطرافيان شما معمولاً فكرمى كنند مى توانند به شما اطمينان كنند و شما نيز توقع متقابلى از آنها داريد.
زياد دركارهاى ديگران دخالت نكنيد. اما گاهى اوقات اين كنجكاوى آنقدر شديد است كه نمى توانيد جلوى خودتان رابگيريد و گهگاهى از راه خود خارج مى شويد و سركى به كارديگران مى كشيد. اما خوشبختانه اين كارهميشگى نيست. اگرچه كنجكاوى خوب و درمواردى لازم است، اما زياده روى درآن مى تواند شما را دچار دردسر كند. اكثر مردم دوست ندارند كسى در كارشان دخالت كند. بنابراين بهتر است كارى انجام ندهيد كه دوست نداريد ديگران نسبت به شما انجام دهند.
(۷۵ تا ۱۰۰ امتياز): شما عاشق اين هستيد كه همه چيز را درباره همه كس بدانيد و براى اين كار هرچه از دستتان بربيايد انجام مى دهيد. شما از آن دسته افراد هستيد كه مراقب ديگران هستند. فال گوش مى ايستند و حتى بعضى مواقع مستقيماً از ديگران درباره مسائل خصوصى شان سؤال مى كنند. اگر شما به عنوان فرد فضولى درجمع دوستان و آشنايانتان معروف نشده ايد، احتمال اينكه چنين لقبى به شما اختصاص پيداكند بسيار زياد است.
شما آن را معطوف به مسائل ديگران كرده ايد كه به هيچوجه برايشان خوشايند نيست. اگر اين روال ادامه پيداكند، مى توانيد مطمئن باشيد كه سعى خواهندكرد فضولى هاى شما را هرطور شده جبران کنند.
|+| نوشته شده توسط بیزن در شنبه دوازدهم بهمن 1387 ساعت 15:12
گلشیفته فراهانی
در جراید آمده است: عروسکهای باربی پیشی گرفت.
شبکه سه، دعوت بعمل آمد.
آمد.
آگهی بازرگانی دعوت کرد.
دم خر مو دارم.” ببوسم.”
هنوز خشک نشده بود.”
ایران تشکر کرد.”
مرغیهای داروگر نمیشه.”
جلب میکنه، میخواهم بروم همه جای بدنم مو بکارم.”
کنند.”
من نقش زلیخا را بازی کنم؛ ولی قبول نکرد." |+| نوشته شده توسط بیزن در جمعه بیست و هفتم دی 1387 ساعت 16:12
چگونه یک ازدواج دانشجویی موفق بکنیم ؟!
همانطور که میدانید ازدواج بر سه قسم است: ازدواج موقت، ازدواج دائم و ازدواج دانشجویی!! در این نوشتار میخواهیم راههای یک ازدواج موفق دانشجویی را مورد بررسی قرار دهیم.
است!! در لغتنامه این کلمات این گونه تفسیر شده است:
است خوب که من آن را خیلی دوست میدارم! همراه که همه دارند. انسان علاف از نوع با کلاسش را گویند!!
مایهدار نیستید لااقل سعی کنید پدرتان مایهدار باشد . اصولا اگر مایه دارید دیگر لازم نیست ادامه این مطلب را بخوانید . پاشید برید ازدواج دانشجووییتوونو بکنید! در این موارد بهتر است اول مزدوج شده و سپس دانشجوو شوید تا مدرکی که می خواهید بگیرید (بخرید!) مطابق میل دوشیزه عروس خانم باشد !! اگر هم مایه دار نیستید خب چه کارتون کنم بشینید صبح تا شب درس بخونید تا کنکور قبول شده و نمونه یک انسان موفق شوید تا به شما هم بگویند چه پیامی برای هم سن و سال های خودت داری!!؟
برای توفیق در امر ازدواج دانشجویی بهتر است سعی کنید در دانشگاه آزاد قبول شوید تا وقت بیشتری برای انجام این کار های فوق برنامه !! و غیر درسی داشته باشید !!
دانشگاه به هر انگیزه ای غیر از درس شما را به یک جوان ناکام تبدیل خواهد نمود!
دانشگاه آزاد دیگر به زمین زده شد تا شما جوانان عزیز راحت تر ازدواج دانشجویی نموده و مدارج علمی را ترقی نمایید!! (تو همین فاصله شد دوازده تا !!)
ظرفیت آن را جنس مخالفتان تشکیل می دهند!(مثلا" نسبت 59 به یک از ضریب اطمینان بالایی برخوردار است!!) در غیر این صورت نگران نباشید انواع و اقسام انجمن ها ی علمی و کانون هاو تشکل هاو هلال احمر و گروه سرود ! و ... شما را به سر منزل مقصودتان می رساند!
بنویسید ! ا
دانید خوبیت ندارد یک دختر از یک پسر جزوه بگیرد !! مردم چی می گن؟ مثل خواستگاری دختر از پسر که عرف نیست !!
نکته مهم : خدا پدر و مادر گوتنبرگ را قرین رحمت نماید!!
دنبال یک بهانه خوب باشید. خجالت نکشید ، برید جلو و با شهامت حرفتون رو بزنید.
کات آقا ! کات ! پسره ی اوشکول من گفتم ایجاد آشنایی! نگفتم زرت بری بگی ازدواج که!!
نکنید !
شما انگیزه های زیادی برای ازدواج های!! دانشجویی خواهد داد !
کرده اید ، بهتون تسلیت می گم ! اگر هم هنووز مجردید برید ازدواج دانشجویی کنید دیر می شه ها !! |+| نوشته شده توسط بیزن در شنبه بیست و یکم دی 1387 ساعت 2:47
امروز قصد دارم مقایسه ای در مورد تفکراتی که حول یک
زن و کار هایی که این موجود انجام میده (در نقاط مخالف دنیا) داشته باشم .امیدوارم از مطلب امروز استفاده لازم رو ببرید
1-اگر یک زن سیگار بکشد: در امریکا به او می گویند :زنیکه سیگاری در ایران به او می گویند : زنیکه معتاد فاحشه خیابانی لجن! و در عربستان او را سنگسار می کنند!
2-اگر یک زن برای برابری حقوق زن و مرد تلاش کند: در امریکا به او می گویند : فمنیست در ایران به او می گویند :تهمینه میلانی و در عربستان او را سنگسار می کنند!
3-اگر یک زن مورد تجاوز قرار بگیرد : در امریکا او را به آسایشگاه روانی می برند تا او را به زندگی اجتماعی باز گردانند. در ایران او را به آسایشگاه روانی می برند و او در آنجا خودکشی می کند! و در عربستان او را سنگسار می کنند!
4-اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر و درون یک کیسه پلاستیکی پیدا شود: در امریکا : احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده. در ایران:احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است!
5-زنان: در امریکا اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و ... تحصیل نمایند. در ایران اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و .... به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند!
6- در امریکا: مادر و پدر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان هستند. در ایران: مادر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان است. در عربستان:فرقی نمی کند که مادر مسئول چیست چون در هر صورت سنگسار می گردد.
7- اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود: در امریکا:درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد( زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی:دو هفته)
در ایران:در خواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد میتواند از همسرش جدا گردد(زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: 14 الی 15 سال!)
در عربستان:درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند
8-یک دختر 18 ساله: در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد. در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد! در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!
9-تبریک میگم شما پدر شدید.بچتون یه دختره در امریکا:Oh God Thanks در ایران: خاک بر سرت حلیمه! بازم دختر زاییدی؟!؟! در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار یا زنده فی القبر هذه الدختر!
10-زنی به شوهرش خیانت کرد.... در امریکا: طلاق .... در ایران: فحش، کتک ، اسید ، چاقو ، قتل ناموسی..... در عربستان: به دلیل دلخراش بودن صحنه ها از بیان آن عاجزیم! |+| نوشته شده توسط بیزن در سه شنبه هفدهم دی 1387 ساعت 12:51
پیشنهاد زلیخا
شد !!!
99% مردان قزويني دست خود را باچاقو بريدند وي افزود 1% باقيمانده که موفق به ديدن صحنه نشده بودند رگ گردن خودرا با چاقو بريدند !!!
فرار کنم !!! مگسه نامزدش رو می گیره تو بغلش، میگه: عزیزم! من تو را با هیچ گهى عوض نمی کنم!
به علت تورم فزاینده ی امسال ، نام امسال به " فشار ملی و تحمل اجباری " تغییر كرد ! تو شیراز مادر رو از دختر نمیشه تشخیص داد تو اصفهان گدا رو از پولدر تو تهران دخترو از پسر!! نصيحت پدرانه يک لر به بچه در شب امتحان :
|+| نوشته شده توسط بیزن در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 ساعت 22:1
سوپراستارهاي ايراني سوار چه ماشيني مي شوند؟!
دوست دارید بدونید بازیگران، ورزشکاران ایران چه ماشینی سوار می شن، یه خبرنگار زحمت اینکار رو کشیده و ته توی قضیه رو در آورده كه نامش محفوظ است. لذا اگر مي خواهيد بدانيد سوپراستار هاي ايراني سوار چه ماشين هايي مي شوند اين مطلب را بخوانيد.
1- محمدرضا گلزار --- BMW
2- محمدرضا شريفي نيا --- زانتيا و سيناد
3- تهمينه ميلاني --– پرادو
4- مسعود ده نمكي --– پژو 206
5- پرويز پرستويي –-- پرشيا
6- بهرام رادان --– لندكروزر
7- پوريا پورسرخ --– پاترول
8- علي لهراسبي --– پرادو
9- كامبيز ديرباز –-- كوراندو
10- محمد اصفهاني --– تويوتا كمري و سوناتا و پژو 405
11- سيد جواد هاشمي --– آزرا
12- فيروز كريمي –-- آزرا
13- امين حيايي –-- رنج رور
14- نفيسه روشن –-- رنو PK
15- حسين رضازاده –-- ماكسيما
16-رضا رشيدپور --– تويوتا كمري
17- محمدرضا فروتن --– پژو 206
18- نيكي كريمي –-- پاترول
19- شهاب حسيني --– ريو
20- محمود شهرياري --– ماكيسما و ماتيز
21- طناز طباطبايي --– اپل كورسا
22- امين تارخ --– پرادو
23- مهدي سلوكي –-- پرشيا
24- حميد گودرزي --– سانتافه
25- حسن پورشيرازي –-- مگان
26- حامد كميلي –-- پاترول
27- حميدرضا پگاه –-- پژو 206
28- حسين رفيعي –-- رونيز
29- رضا صادقي --- پژو 206
30- سعيد راد --- كوراندو
31- زيبا بروفه --- پژو 206
32- حسن جوهرچي --- پژو 206
34- علي نصيريان --– ورنا
35- پانته آ بهرام --- پرايد
36- مريلا زارعي --- سمند
37- رضا كيانيان --- پاترول
38- كاوه سماك باشي --- پرشيا
39- امير نوري --- پرشيا
40- ابوالفضل پورعرب --- پرشيا
41- امير تاجيك --- زانتيا
42- جواد رضويان --- سوزوكي و پژو 206
43- رامتين خداپناهي --- پژو 206
44- امير جعفري --- پرادو
45- مجتبي كبيري --- پرشيا
46- عليرضا دبير --- پژو 206
47- علي دايي --- بنز و پرادو
48- نيوشا ضيغمي --- پژو 206
49- باران كوثري --- سمند
50- احسان خواجه اميري --- مزدا 323
51- شاهين آرين --– سوناتا
52- اشكان خطيبي --- پژو 206
53- حميد لولايي --- دوو سي يلو
54- مهران مديري --- پرادو
55- حميد عسگري --- GEN2
57- مسعود روشن پژوه --- پرادو
58- حسام الدين سراج --- پژو 206
59- بهروز افخمي --– پژو 405
60- احمدرضادرويش --- پژو 405
61- محمد سلوكي --- پژو 405
62- احسان عليخاني --- پژو 405
63- مسعود كيميايي --- پاترول
64- مجيد اخشابي --- پرشيا
65- قاسم اقشار --- ماكسيما
66- جمشيد مشايخي --- پژو 405
67- رضا عطاران --- پژو 206
68- مجيد صالحي –-- پرشيا
69- محمد نصرتي --– ماكسيما
70- ايرج نوذري –-- پژو 206
71- مريم كاوياني --- پژو 206
72- عليرضا نيكبخت واحدي --- BMW
73- نگار فروزنده --- دوو سي يلو
74- شيث رضايي --- بنز
75- سپند اميرسليماني --- پژو 206
76- عاطفه نوري --- ماتيز
77- مهسا كرامتي --- پرايد
78- مهدي مقدم--- دوو سي يلو
79- عبدالرضا اكبري --- پژو 206
80- عليرضا خمسه --- مزدا 323
81- عادل فردوسي پور --- زانتيا
82- گلشيفته فراهاني --- پرادو
83- بهزاد فراهاني --- پژو 405
84- جهانگير كوثري --- پرشيا
85- رخشان بني اعتماد --- ماتيز
86- مهتاب كرامتي --- پژو 206
87- اكبر عبدي --- گل
88- سيروس مقدم --- پژو 206
89- حسين ياري --- تويوتا كمري
90- خسرو شكيبايي --- پژو 206
91- آرام جعفري --- پژو 206
92- يكتا ناصر --- پژو 206
93- حسام نواب صفوي --- مگان
94- مهدي اميني خواه --- پژو 206
95- فرزانه كابلي --- پژو 206
96- ليلا اوتادي --- دوو سي يلو
97- حميد ماهي صفت --- اپل كورسا
98- فرزاد حسني --- ماشين ندارد
99- افشين قطبي --- سوزوكي
100- ناصر حجازي --- سوزوكي
101- علي پروين --- ماكسيما
102- امير قلعه نوعي --- بنز و پژو 405
|+| نوشته شده توسط بیزن در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 ساعت 21:16
هشت دليل ناكامي ايران در المپيك پكن اعلام شد
در پي كسب نتايج ضعيف كاروان ورزشي ايران در المپيك 2008 پكن، كميته محرمانه اي، طي نشستي با حضور مسوولان ارشد ورزش كشور، به بررسي علل اين مساله پرداخته و گزارش نهايي خود را تنظيم كرده است.
دست آورده است كه حاوي واقعيت هاي شگفت انگيزي است.
البته واضح و مبرهن است كه در المپيك چين، همان طور كه رياست محترم سازمان تربيت بدني هم گفته اند، شاهد ناكامي نبوده ايم و اتفاقا اعضاي كميته ملي المپيك كه در هفته هاي اخير در پكن بوده اند، به صراحت گفته اند كه آنجا خيلي بهشان خوش گذشته است. با اين حال از آنجا كه پاسخگويي بخشي جدايي ناپذير از مديريت ماست، علل مدال نياوري فقط 53 نفر از اعضاي كاروان المپيك ايران به شرح زير اعلام مي شود، جهت ثبت در تاريخ:
1- بررسي هاي ما يك واقعيت تكان دهنده را نشان داد و آن هم جابجايي المپيك 2004 و 2008 با يكديگر بوده است. انصافا اگر المپيك 2004 امسال برگزار مي شد، ما هم مي توانستيم همان 6 مدالي كه بچه ها در آتن 2004 گرفتند را بگيريم ولي دست هايي در كار بود كه اين دو با يكديگر جابجا شوند تا فقط يك سوم مدال هاي قبلي را بگيريم.
نكته امنيتي: روابط مشكوك اصلاح طلب نماهاي معلوم الحال با كميته بين المللي المپيك به طور جدي بررسي شود.
2- طرف هاي مقابل ما، با آدم هاي قوي تري آمده بودند و اين اصلا جوانمردانه نبود، آن هم در المپيكي كه بايد مظهر برابري و دوستي و صلح باشد.
3- آرم المپيك خيلي پيچ در پيچ است و حواس بچه ها را بدجوري پرت مي كرده. اگر به جاي آن پنج حلقه مزخرف، چهار تا خط صاف مي كشيدند، آن وقت مي ديديد بچه هاي ما چه غوغايي به راه مي انداختند.
4- همه كساني كه ما را بردند، از دم دوپينگ كرده بودند نامردا! فقط حريفان مراد محمدي و هادي ساعي دوپينگ نكرده بودند كه ديديد چه به روزشان آورديم.
5- راستش را بخواهيد در خيلي رشته ها مي توانستيم برنده شويم و مدال بگيريم اما عمداً دستمان را رو نكرديم تا در المپيك 2012 لندن همه را غافلگير كنيم و الا اگر مي خواستيم مي توانستيم همه مدال ها را درو كنيم. اين يك تاكتيك بود!
6- استكبار جهاني همچنان مانع از برگزاري مسابقات برخي رشته هاي مهم در المپيك است زيرا مي داند كه اگر اين رشته ها راه بيفتد بايد خودش برود بوق بزند. اگر رشته هاي زوو، يه قل دوقل، قايم باشك، عمو زنجيرباف! بله؟، گل كوچيك توي كوچه بن بست و ... المپيكي شوند، مقام اول المپيك روي شاخمان است.
7-خوردن غذاهای پر انرژی مانند کشک و دوغ این غذا هها آنقدر قوی بوده اند که بچه ها نتوانستند خوب مسابقه بدهند
8- علل ديگري هم وجود دارد كه آنقدر روشن است كه ديگر نيازي به ذكرشان نيست مثل ضعف داوري كه معلوم بود عرب ها داورها را خريده اند، كج بودن زمين و بدي آب و هوا و ...
|+| نوشته شده توسط بیزن در یکشنبه دهم شهریور 1387 ساعت 18:29
آقايان ، آقا پسرها ، مردان مجرد و متاهل ، افراد ذكور جامعه ...
اجباريست ؟
سربازي مي دانند ؟!
خدمت نرفته دختر بدهند ؟!
مشكلاتي مواجه مي شوند؟!
بردن به عمق فاجعه ميباشد !
( خدمت سربازي يك دوران آموزشي و تمريني است جهت آشنايي هر چه بيشتر و بهتر آقايان مجرد با زندگي زناشويي ! )بله ، درست شنيديد . شباهت هاي انكار ناپذير ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي آنقدر زياد است كه از ديرباز ، در اكثر كشور هاي دنيا خدمت سربازي اجباري را قرار دادند تا تمام افراد ذكور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشيد ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) براي ۲ سال طعم زندگي مشترك را بچشند تا در ۱۰۰ سال آينده ، زياد احساس رنج و عذاب نكنند !
و اما شباهتهاي ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي براي آقايان :
۱- چه در خدمت سربازي و چه در زندگي زناشويي ، چه بخواهي و چه نخواهي كچل خواهي شد و يا بعبارت بهتر ، كچلت خواهند كرد ! البته اين كچلي در خدمت سربازي توسط ماشين اصلاح و در زندگي مشترك توسط عواملي چون : استرس شديد ، سوء تغذيه ، كندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهيتابه روغن داغ روي سر و ... صورت مي گيرد ! نا گفته نماند كه اين كچلي در آقايان به نسبت نوع مو ، جنس ريشه مو ، عوامل ارثي و ... متفاوت است ولي به هر حال به قول معروف : دير و زود داره ولي بالاخره هممون كل پا مي شيم !
است ! به محض ورود به پادگان
۳- شباهت سوم در اين نكته اقتصادي خلاصه مي شود كه چه سرباز و چه مرد متاهل ، ميزان پولي كه در آخر برج به دست او خواهد رسيد ، فقط به ميزانيست كه كفاف بر طرف كردن نيازهاي اساسي او را بدهد و چيزي جهت پس انداز كردن و يا خرج كردن در زمينه هايي غير از نيازهاي اساسي نخواهد ماند و در اين ميان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم كه جان بكنند و عرق بريزند ، فرقي به حال فرمانده يا همسرش نخواهد كرد و باطبع تاثيري در جهت افزايش مستمري آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا يكي بايد كار كنه تا اون يكي حال كنه !
در آرزو كردن است ! بدين معنا كه هر پسري پس از ورود به پادگان و خانه بخت است كه قدر زندگي در خانه پدري را مي فهمد از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو مي كند كه اي كاش هنوز هم در كنار پدر و مادرش بسر مي برد و ايضا خودش را نيز لعنت خواهد كرد كه چرا قدر آن روزهاي شيرين را ندانسته است ! چرا كه در پادگان و خانه مشترك ديگر كسي غذاي مفت به او نمي دهد ، لباسهايش را نمي شويد و اتو نمي زند ، كسي نازش را نمي كشد و ... و فقط خود اوست كه مسئول انجام تمام كارهاي شخصي اش و نيز كارهاي چند نفر ديگر مي باشد !
و اكثر مردان متاهل متفق
القول هستند كه در اين ايام ، هر روز به اندازه يكسال براي آنها مي گذرد و ثانيه ها حكم ساعت را پيدامي كنند كه به احتمال زياد دليل آن ، مواردي مشابه موارد فوق مي باشد !
۶- و در نهايت اينكه چند ماه پس از آنكه كارت پايان خدمت يا قباله ازدواج را دريافت كرديد ، صداي خواندن اين شعر معروف در گوشتان خواهد پيچيد كه : ( گول خوردي آي گول خوردي ! )زيرا آن موقع است كه تازه دوزاريتان جا مي افتد كه با اين كارت و قباله نه كاري به آدم مي دهند و نه وام ازدواج و نه خيلي از چيزهاي ديگر كه شما را به بهانه آنها در اين راه وارد كرده بودند ، پس متوجه خواهيد شد كه تنها مورد استفاده اي كه براي شما خواهند داشت اين است كه مي توانيد از آنها براي امانت دادن به كلوپ جهت كرايه فيلم استفاده نماييد !!!
و يا منزل مسكوني مشترك ( خانه بخت ) ، هر مردي يك فرمانبردار بي چون و چرا محسوب مي شود كه اگر طالب جان و سلامتي جسمي و روحيش مي باشد ، بايد تمام فرامين فرمانده و يا همسر خودرا بر روي تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطي از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخي جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازي ) و افتادن توي سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توي چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بيرون ، گشنگي و تشنگي كشيدن و ... ( در زندگي زناشويي ) نخواهد داشت !
|+| نوشته شده توسط بیزن در جمعه یکم شهریور 1387 ساعت 12:2
انواع مستراح در اين قسمت انواع مستراح رو با نحوهي استفادشون کاملا توضيح ميدم. ضمنا اگر کسي چيز بيشتري ميدونه خوشحال ميشم که برام بنويسه. مستراحها انواع زيادي دارن و از نظر شکل، طرز استفاده و محتويات و ... به دستههاي مختلفي تقسيم ميشن. يکي از اين مستراحها اسم خاصي نداره. البته اين مستراح رو تو هيچ طبقهاي به درستي نميشه قرار داد. چون نه شکل خاصي داره و نه محتوياتش نوع خاصيه. اين مستراح همون طبيعت خودمونه. البته ممکنه خود خواهي باشه که طبيعت رو مستراح نام گذاري کنيم. چون هم ميتونه سطل زباله باشه هم ميتونه حموم باشه هم ميتونه گاوداري باشه. هم ميتونه بقالي باشه و... اين يکي از ويژگيهاي مهم طبيعته. اگر دقت کنيد ميفهميد که هيچ جايي همچين امکاني رو نميده. البته خود مستراح هم از يه نظر در طبقهي طبيعت قرارداره چون زيباترين مناظر در مستراح هم پيدا ميشه. شما فرض کنيد که مستراح شبيه به دريا باشه. البته هست. مثلا وقتي لوله مستراح ميگيره و محتويات اون مياد بالا و آروم آروم آب به پايين ميره و بقايايي در سنگ مستراح باقي ميمونه، دقيقا مثل پديدهي جزر و مد درياست که جلبکها و ماهيهاي مرده و خيلي چيزهاي زيبا رو به ساحل مياره و از اين شباهتها از هر دو طرف خيلي زياده. اگه شما پشت يه درخت يا تپه ميرينيد يا ميشاشيد دقيقا به صورت ناخودآگاه طبيعت رو به مستراح تبديل کرديد. اين يک غريزه است ولي بهش زياد اهميت نديد. يه سري هم به مستراحهاي عمومي که تعدادشون هم روز به روز زيادتر ميشه بزنيد. زشتي طبيعت هم عالمي داره. با زيبايهاي خودتون زيباش نکنيد. مستراح چوبي مستراح ها از نظر محل تقسيمبنديهاي زيادي دارن. يکي از اين مستراحها، مستراح چوبيه. اگه تا حالا فيلمهاي قديمي ديده باشيد ميبينيد که يه جور جعبهي چوبي بزرگ که آدم به زور توش جا ميشه و يه سوراخ معمولا به شکل ماه روي در اون قرار داره. در اون زماني که اين جور موالها رواج داشت مردم در يک گمراهي و خود آزاري قرار داشتن چون هيچ آزاري بدتر از موال نرفتن نيست و اونها هم بدترين جا رو موالهاي خودشون ميدونستن و باز هم همين جور ميساختن. تحقيقات نشون داده که هلال ماهي که روي در قرار داشته، براي اميد دادن به افرادي بوده که به ناچار از موال استفاده ميکردن. هم ميتونسته نور ازش تو بياد و هم به استفاده کننده اميد به زندگي ميداده و به او يادآور ميشده که دنياي ديگهاي هم هست و تو اينجا رو ترک خواهي کرد! و البته استعمالهاي ديگهاي هم از اون ميشده که درست نيست بگم. ممکنه چندتا بچه بخونن بي جنبه بازي در بيارن و.... مستراح ته حياط يه نوع مستراح مستراح ته حياطه. اگه تا حالا به خونههاي سي سال ساخت يا قديميتر رفته باشيد به احتمال زياد ته حياط (آخر دنيا) يه اتاقک خيلي کوچيک ديدين که ميپرسين اين ديگه کجاست! البته بايد بگم اين هم يه جور مستراحه مثل بقيه مستراحها که هم خوبي داره و هم بدي. خوبيش اينه که بوي معطر و شمايل زيبا شما رو اذيت نميکنه چون حداقل مسافت بين مستراح و خونه رو بو طي نميکنه. ولي بديهاش بيشتر از خوبي هاشه. چون اولا همه ميفهمن که يکي يه مشکلي داره و داره ميره که حلش کنه. و بعد حالا مشکل اينه که يارو بايد خودش رو آنقدر نگه داره تا برسه به مستراح. در اين مورد کشته و زخمي زيادي گزارش شده که که براي همشون طلب راحتي حداقل دراون دنيا رو ميکنيم. واي به حال کسي که بخواد تو زمستون ازش استفاده کنه. توي يه شب سرد و تاريک زمستون، دو تا عاشق نشسته بودن کنار کرسي و خودشون رو گرم ميکردن. يه دفعه آقاي عاشق احساس بدي بهش دست ميده. درد در ناحيهي زيرين شکم، دلپيچه و ... روش نميشه به معشوقش بگه کجا ميخواد بره. براي همين هيچي نميگه. منتظر ميشه شايد فرجي بشه. ولي فايدهاي نداره. ديگه طاقتش تموم ميشه. يه لحظه اجازه ميگيره و به صورت نيم دو مثل دويدن تو دوي ماراتون به طرف حياط راه ميافته. دمپاييهاي خواهر کوچولوش رو پيدا ميکنه. به زور پاهاش رو توشون جا ميده و توي برفها شروع به حرکت ميکنه. خرت...خرت...خرت... اصلا به صدايي توجه نداره تنها چيزي که الآن اون بهش فکر ميکنه اونجاست. «چه حياط بزرگي! تا همين ديروز با دو قدم ميرسيدي به تهش. حالا چرا انقدر درازه؟!» واي چه دردي. چه قدر اذيتش ميکرد. آنقدر که حتي معشوقش رو هم فراموش کرده بود. ناگهان يه درد هم توي پاش احساس کرد و به زمين خورد. نگاه کرد و آجري رو که ديروز با داداشش براي دروازههاي گل کوچيک گذاشته بودن رو ديد. ولي درد پا از يادش رفت. هر جوري شده خودش رو به اونجا رسوند. «واي عزيزم! قربونت برم. چه بوي خوبي! چه منظرهي دل انگيزي!» ولي وقت اين حرف ها رو نداشت. اگه يه لحظه دير ميکرد به خاطر يه کثافت کاري بزرگ زندگي تازهآش با معشوقش به پايان ميرسيد. بنابراين سريعا دست به کار شد و شروع به کار کرد. کارش با يه صداي مهيب آغاز شد. «واي خدارو شکر. اگه پدرم مستراح رو تو خونه ساخته بود که الآن آبروم رفته بود!» و بقيه کار با انواع صداها و بوهاي مختلف ادامه پيدا کرد.... جدال آقا با خودش حدود نيم ساعت طول کشيد. خوب آخه بعضيها مشکلهايي دارن. وقتي از مستراح خارج شد دنيا يه جور ديگه بود. همه چيز رو رنگي ميديد. همه چيز واضح شده بود. چه حياط قشنگي داشتن. خيلي چيزها بود که قبلا به چشمش نيومده بود. حياط خونه باز هم با دو قدم تموم شد!!! با خودش به شوخي گفت:«حياط ما هم فري سايزه!» همه چيز خوب شده بود، الا يه چيز. وقتي به اتاق رسيد معشوقش اونجا نبود. البته باز هم اون متوجه نشد. تا اينکه يه يادداشت روي ميز ديد. ناگهان به خودش اومد و جاي خالي خانوم رو تو اتاقش احساس کرد. با عجله يادداشت رو باز کرد و شروع کرد به خوندن. «کامبيز عزيز اين يادداشت رو برات نوشتم چون روم نميشد جلو روت حرفم رو بزنم. راستش وقتي فهميدم تو به طرف موال ميري خيلي برام خوشايند بود چون فهميدم مرد من حقيقت رو پنهان نميکنه. راستش ميخواستم ازت بپرسم قرصهاي مسهلي که استفاده ميکني اسمش چيه؟ حالا اگه هنوز هم منو دوست داري و ميخواي که با هم رابطه داشته باشيم در داروخانهي شبانهروزي ... منتظرتم. اگه نياي يعني زندگي من در خشکي و ناراحتي تموم شده. دوستت دارم! ژيلا» با سرعت لباسش رو پوشيد و به طرف داروخانه به راه افتاد. اين هم شرح کاملي از نوع استفاده و مضررات مستراح ته حياط. حالا خودتون قضاوت کنيد که خوبيهاش به بديهاش مي ارزه يا نه. توي اين داستان که خيلي هم فايده داشت. البته مستراح خيلي فايدهها داره که يکيش هم استحکام خانواده است! مستراح تو خونه از انواع مستراح ميشه از مستراح تو خونه اسم برد. از اين نوع مستراح شکلهاي زيادي ديده ميشه و همينطور انواع زيادي هم داره. گذشته از طبقهبندي محلي و شکلي، اين مستراح محبوبترين مستراح در طول تاريخ و ما قبل تاريخ بوده. چون اين مستراح داخل خونست و راحتي زيادي داره. البته چون داخل خونه اکثرا خودي هستند، اين مسأله بعضي وقتها مشکل هم پيدا ميکنه. از اين مشکلها در هر خونهاي هست و همه تقريبا بهش عادت کردن. حالش تعريفي نداشت. ديشب پر خوري کرده بود. زردآلو، آلو، لواشک و ... مهموني بود، نميتونست تعارف کنه. خيلي دوست داشت. پس خورد. هي خورد و خورد. خيليها بهش نگاه ميکردن ولي اون با خودش ميگفت: اگر آدم به اين چيزا اهميت بده پس نبايد زندگي کنه و اون ميخواست که زندگي کنه. پس کارش رو ادامه ميداد. اما فکر آخر عاقبتش رو نکرده بود.حالا نتيجش رو گرفته بود. يواش يواش بهش فشار ميومد. خسته شده بود از بس رفته بود مستراح. شکلش شبيه مستراح شده بود. (اين هم يه نوع مستراح) لجش گرفته بود. فشار داشت زياد ميشد. «ديگه کم نميارم. آنقدر همينجا ميشينم تا خوب بشه.» صحنه عوض مي شود... «آخيش. دارم راحت مي ي ي شم. آخ.... آدم مگه مرض داره خودشو نگه داره؟ بايد راحت باشي نه خودتو عذاب بدي.» يه دفعه يه صداي مهيب توي خونه مي پيچه. گرررررررررررررررررررررررررووووووووووووووووووووووووووممممممممممممممممممم. «هورااااااااااااا» از شادي نميدونست چي کار کنه. کارش که تموم شد دستهاش رو شست و قفل در رو باز کرد و آروم اومد بيرون. زمين و زمان جلوي چشمش سياه شد. حالا اصلا نميدونست چي کار کنه. سرخ سرخ شد. بعدش هم شش تا رنگ ديگه عوض کرد. با سرعت رفت توي اتاقش. مادرش اومد توي اتاق. «چرا نمياي تو سالن مادر؟ نامزدت اومده. ضمنا از اين به بعد تو خوردن زياده روي نکن. چند تا از همسايهها هم اومدن دم در. فکر کردن چيزي منفجر شده. زود بيا تو سالن. يالا.» اين يکي از بديهاي مستراح توي خونست. اما اين يکي خيلي بهتر از بقيهي مدلهاست. با تکنولوژي، بهتر ميشه. مثل پشم شيشه و عايقهاي صوتي و غيره...! مستراح فرنگي يکي ديگه از مستراحهايي که مي خوام بهتون معرفي کنم مستراح (توالت) فرنگيه. اين مستراح ريشه در قرون وسطي داره. درسته که در قرون وسطي زندگي تعطيل شده بود ولي فکر راجع به مستراح هنوز ادامه داشت. کسي اجازهي فکر کردن نداشت ولي از اونجايي که مستراح يکي از مهمترين نيازهاي انسان رو برآورده ميکنه مثل مسکن، غذا و... پس فکر کردن بهش آزاد بود. يه مالک چاق پدر سوزيده چون براش سخت بوده که مثل ما و مثل آدم بشينه و کارش رو بکنه و حتي حوصله فکر کردن هم نداشته به يکي از نوکرهاش ميگه برام يه چيزي درست کن که راحتتر بشينم کارم رو بکنم. اون نوکر بدبخت هم ديده راحت تر از نشستن رو صندلي وجود نداره (آخه اون بدبخت يا بايد رو زمين سرد مينشسته يا دائم دولا راست ميشده براي اربابش. يعني بايد سرپا وايميستاده) در نتيجه ميگه خوب قربانت گردد. همونجايي که نشستي کارت رو بکن! ارباب هم که حوصله فکر کردن نداشت، نه گذاشت و نه برداشت يه ريدن جانانه فرمود روي تخت شاهانه. ارباب به نوکر بدبخت گفت: «مرتيکه، تو که ريدي به تخت ما!» نوکر هم فکر کرد خودش اين کار رو کرده و گفت:« ببخشيد قربان غلط کردم. ديگه تکرار نميشه. چاکر شمام. نوکر شمام...» مالک (ارباب) گفت: «باشه ميبخشمت به شرط اين که کار ما رو درست کني.» نوکر ديگه فکر نکرد. سريع يه اره آورد افتاد به جون تخت. يه سوراخ گنده وسطش درآورد. اين دفعه گفت: «قربان يه استارت بزن.» قربان هم که موتور دو زمانه ديزلي روش سوار بود چنان استارت زد که .... اين دفعه تمامي افراد اطراف به گند کشيده شدن. ديگه واي به حال اون نوکره که کلهاش درست زير سوراخ بود. مالک خوشش اومد. ارباب گفت: ولي نوکره ديد اين ارباب که الآن سالمه روزي ده بار ميرينه. اگه اسحال بشه بايد چي کار کنيم. اون وقت تمام قصر رو به گند ميکشه. پس از فردا يه قابلمه گذاشتن زير حاکم . البته اين نوع تکميل نشده توالت فرنگيه. اين روزها از اين نوع مستراح (تکميل نشده) براي بچهها با اسمهاي مختلف استفاده ميشه. ولي وقتي لوله کشي فاضلاب هم درست شد زير قابلمه يا کاسه به لوله فاضلاب وصل شد. يه سيفون هم براش گذاشتن و الآن شده اوني که ما داريم استفاده ميکنيم. |+| نوشته شده توسط بیزن در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 13:39
تست زن ذلیلی یا مرد سالاری
1= با خانومت داری از یه مغازه لباس فروشی دیدن می کنی و ایشون از یه
لباس 250000 تومنی خوشش میاد:
الف- زود با هم میرین تو مغازه و تمام حقوق یه ماهتو دو دستی تقدیم صاحب مغازه می کنی و تا آخر اون ماه غذاهای طبیعی از قبیل باد و نور و
هوا و ... می خورین!
ب- تا خانوم میاد اون لباسو نشونت بده خودتو به کوچه علی چپ میزنی انگار نه انگار که با تو بوده ! یه جوری مثل برق و باد از اونجا دورش میکنی و
تا اون لباس از مد نیفتاده به اون منطقه بر نمیگردی!
2= با خانومت داری میری رستوران, موقعی که به رستوران می رسید: الف- مثل زن ذلیلا میری جلو و دو دستی درو براش باز میکنی که احتمالاً اونایی که از اونجا رد میشن فکر میکنن جنابعالی پادو تشریف دارید!
ب- بهش دستور میدی هر چه زودتر درو باز کنه !
چلفتی ها واسشون چایی میریزی و میاری.
واسه شما و مهمونا چایی بیاره.
4= یه روز تعطیل باحال: الف- با همسرت میری بیرون و اون روز مثل علاف ها تو خیابون ول میگردید! و شب گرسنه و تشنه میاین خونه و یه چیز حاضری میخورین تا صبح کله
سحر برید سر کار!
ب- بدون توجه به همسرت شب قبل از روز تعطیل, با دوستات قرار میزاری تا فردا برید گردش و کلی حال کنید و بعد از ظهرشم برید استخر و اگه زنت
هم زیاد حرف زد فوری می فرستیش خونه مامانش اینا!
5= خانومت رفته عروسی و تو با دوستات تو خونت جمع شدید که یه دفعه خانومت مثل جن بسم الله ضاهر میشه:
الف- یهویی خودتو گم میکنی و به دوستات میگی اصلا ًنخندن و زود میری پیش خانومت و التماس میکنی آبروتو جلو دوستات نبره!
ب- اصلاً انگار نه انگار خانومت اومده. با دوستاتون میگید و میخندید و خانومت حتی جرأت نمیکنه بیاد سلام کنه!
6= داری تو تراس سیگار میکشی که ییهو خانومت سر میرسه: الف- خودتو گم میکنی و نمیدونی چیکار کنی. شایدم سیگارو قورت بدی! اونوقت باید پول 100 باکس سیگار رو بدی واسه دوا درمون!
ب- برمیگردی و با قیافه حق به جانب به خانومت دستور میدی یه لیوان چایی واست بیاره(چایی بعد از سیگار خیلی فاز میده!)
7= امروز قراره مادر زنت با شصتاد تا از فامیلاش مثل قوم تاتار حمله کنن خونتون واسه ناهار:
الف- اون روزو مرخصی میگیری و همش تو خونه میمونی و به همسرت کمک میکنی تا مادر زن و قومش بیان واسه قتل و غارت و چپاول...
ب- ساعت 2 اون روز که خانومت زنگ زد : کجا موندی؟ بهش میگی امروز سرت شلوغه و رییس گفته باید امشب تا ساعت 11 اضافه کار بمونی
وگرنه اخراجی!!!
8= تو شرکت نشستی و داری با منشی خوشگلت گل میگی و گل میشنوی که یهو خانومت بدون در زدن وارد اتاقت میشه:
الف- جلو منشیه به تته پته میفتی و رنگت مثل چغندر سرخ میشه ب- خانومتو از اتاق میفرستی بیرون و بهش گوشزد میکنی وقتی میخواد بیاد تو باید در بزنه (اصل اول تمدن!)
9= ساعت 2.30 نصفه شب صدای بچه 4 ماهتون از خواب بیدارت میکنه و
پی میبری که آقا پسر گلت دسته گل به آب داده:
الف- زود پا میشی و در یک حرکت برق آسا بچه رو عوض میکنی طوری که خانم محترمت اصلاً نفهمه و خواب شیرینش قطع نشه و تا صبح بوی خوب
آقا پسر تو مشامت بمونه!
ب- هماهنگ با بچه شروع میکنی به داد زدن و این کارو اینقدر ادامه میدی تا بالاخره خانومت بیدار بشه و همه کارا رو انجام بده، چون هر چی باشه اونه
که بچه رو به دنیا آورده و خودشم مسئول خرابکاری هاشه!!!!!
توضیحات: برای هر پاسخ الف 0 امتیاز و برای هر پاسخ
درست (ب) 2 امتیاز در نظر بگیر.
اگه امتیازت 15 به بالا بود:
آقا تبریک میگم ! شما یه مرد نمونه هستی. در عین حال انسانی فهیم ، منطقی ، تابع نظم، با کمالات،
شریف و خانواده دوست هستی! همسرت بهت افتخار
میکنه!!
ایول بابا تو دیگه کی هستی! تو تمام مراحل زندگیت موفق هستی! اگه امتیازت بین 15-5 بود: شما مردی هستی که یه کم به همسرت رو میدی .در عین حال مرد چندان موفقی نیستی و تزلزل
شخصیت داری! دلیلش هم گوش کردن به حرف
همسرته ! باید به خودت بیای و شکوه و اقتدار یه
مردو به خاطر بیاری !
اگه امتیازت کمتر از 5 بود: خاک بر سرت ! آخه به تو هم میگن مرد ؟!؟! آبروی هر چی مرده بردی... مرده! جسد..خجالت نمیکشی
نشستی اینجا واسه من تست هم میدی؟!؟!؟
|+| نوشته شده توسط بیزن در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 22:18
|
![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين شما:
بازديدهای شما: RSS
Loading...
|
بــــــــــــــــــیـــــــزن
طنز نوشته های پیشین
|